خیلی دوست دارم رویاهام رو به صورت یه کتاب در آرم. خیال پردازی فقط وقت هدر دادن نیست.می تونه منشا یه تحول در علم یا اجتماع بشه. برای تحقق بخشیدن به این هدفم باید فضای سرزمین خیالیم روشن تر بشه . این هقته رو با فکر کتابم گذروندم. کمی با اسم کتابم کلنجار رفتم، کمی نوشتم ، ولی فضای سرزمینم باید برام روشن تر باشه . فیزیک و نویسندگی چه ربطی بهم داره ؟ نمی دونم ، ولی از بچگی علاقه داشتم تو سرزمینهای خیالیم با ساز و کارهایی که خودم توش تعریف می کنم زندگی رو هیجان انگیز تر بکنم . البته هواسم هست که تخیلاتم رو با نوشتن کتاب به مردم انتقال بدم نه با لجبازی . کاری که چند وقت پیش کردم و نتیجه اش جز دعوا چیز دیگه ای نبود. قبل از لجبازی هم فکر می کردم اگه پول زیاد داشته باشم هیچکی نمی تونه به تخیلات من بخنده. مردم (بزرگترها)چون پول دارند اگه هر کاری بکنند هیچکس بهشون هیچی نمی گه یا نمی تونه بگه . ولی الان پی بردم پول هم راه حل نیست باید اثری داشته باشی که در این دنیا تعریف شده باشه ، مثل کتاب ، نقاشی و..
چیز های صوری هم چون مرامهای گوناگون اجتماعی فضای خیالی رو عوض نمی کنه .چو ن احساس عشق و تنفر در همه جا با هر مسلک و مرامی برای مردم قابل فهمه.
وقتی بچه بودم برای دوستام سرزمینم رو تعریف می کردم و ازشون می خواستم قوانین سرزمینم رو رعایت کنند و از خدمات این سرزمین بهره مند شوند .مثلا در راه فشاری تا خانه اگه در قسمتی از خیابان بایستیم یه اسانسور هوایی ما رو به مقصد می رسونه ولی باید قبلش یه سری کارها انجام دهیم. اول یه دکمه رو فشار بدیم ، بعد که در باز شد در آسانسور بشینیم.دوست هام هم قبول می کردند. درسشون خوب نبود ولی با سرزمین من وقواعد اون مشکلی نداشتند و باعث می شدند اختراعات سرزمین من گسترش پیدا کنه . ولی از وقتی که تو جمع بچه زرنگها رفتم تو این ارتباطات مشکل پیدا کردم . کتاب راه حل خوبیه.
.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر