۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

لذت خوردن

یادم می یاد یکی از دوستام، فاطی والا،اینقدر با لذت غذا می خورد که منی که اساسا خوردن رو کار زایدی برای نو ع بشر می دونستم تحریک می شدم ولی الان چنان علاقه مند به خوردن میوه شدم که فکر می کنم واقعا خوردن یکی از لذت های زندگی.وقتی در کتاب مومو{میشاییل انده)از چیدمان یک صبحانه مفصل تعریف می کنه من همیطور آب از دهانم می ره.نه اینکه خیال کنید خیلی می خورم بیشتر از دیدن و شنیدن وحرف زدن در این مورد وچشیدن مقدار کمی از آن لذت وافری می برم. تقدیم به همه شکمبو های عالم...

هیچ نظری موجود نیست: